دلواپسی

Name:
Location: تهران, Iran

Wednesday, February 13, 2008

تا اسفندارمذگان داریم به والنتاین نیازی نداریم


ولنتاین را همه می شناسند چرا که چند سالی است این رسم بیگانه در دیار ما حضور یافته و با نزدیک شدن به دهه اخر بهمن ماه در روزنامه ها و مجلات و سایتهای اینترنتی به شکل مقاله و نوشتار - در پشت ویترین ها به شکل هدایا و کارت پستال های منسوب به ولنتاین و بر سر زبانها با جمله ی " ولنتاین مبارک " این حضور را به اثبات رسانده است
شاید کمتر ایرانی از وجود " روز عشق " در ایران باستان و برگزاری جشنی برای بزرگداشت این موهبت ان هم نه با قدمت 3 قرن پیش از میلاد رومیان بلکه از 20 قرن پیش از میلاد اطلاع داشته باشد . شاید کمتر ایرانی بداند که 29 بهمن و طبق گاهشماری ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند با نام (( سپندار مذگان )) یا (( اسفندار مذگان )) روز عشق ایرانیان است . یعنی دقیقا 3 روز بعد از روز ولنتاین و زمانی که شهر به روال عادی برگشته است و مردم بی خبر و بی تفاوت و فارغ از تب و تاب روز عشق فرنگی ! ان را عادی تر از روزهای دیگر سپری می کنند
در فرهنگ ایران باستان این روز به عنوان " روز زمین - روز مادر - روز زن و بطور کلی روز عشق " نامیده شده است . مطابق عقاید و اصول مذهبی زرتشتیان زمین گستراننده - مقدس و نماد عشق است . چرا که با فروتنی - تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد و زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را مانند مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد . زمین نماد عشق و همانند زن - زاینده و افریننده است .در اسطوره ها این روز به ایزد بانوی نگهبان زمین یعنی (( اسپندارمد )) یا (( سپنته ارمییتی )) تعلق دارد
سپنته ارمییتی )) با نمادی زنانه- دختراهورامزدا- چهارمین امشاسپند و همچنین چهارمین مرحله از راه عرفان است . که از دو جز سپنته - پاک ورجاوند و ارمییتی یا ارمیتی - اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی و مهر و عشق تشکیل شده است . وی در عالم معنوی مظهر عشق - تواضع و فروتنی و در عالم مادی نگهبان زمین و زنهای درستکار و عفیف و شوهر دوست است و تمام خوشی های دنیا در دست اوست . وی موظف است زمین را خرم و اباد و بارور نگه دارد
این جشن ویژه زنان و روز ارج گذاشتن به زنان نیکوکار بوده که در ان از شوهران خویش پیشکش دریافت می کرده اند از این رو ان را جشن مزد گیران نیز می خوانده اند . شادی - تفریح - عشق ورزی - قدردانی - هدیه و پیشکش دادن و یاری رساندن - به خصوص در مورد زنان - به دوش گرفتن وظایف زنان توسط مردان و استراحت کامل انان از کار و تلاش به پاس تلاش یک سالشان از مهمترین مشخصه های این جشن است
اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد
اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد
اما در ایران، چرا ولنتاین این شانس را داشته است که طی چند سال گذشته خود را بر فرهنگ ما تحمیل کند ؟ شاید نقش رسانه های گروهی داخلی و خارجی در این میان نادیده گرفته شود. اما حقیقت این است که اگر این رسانه ها به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور و یا دوستان وبلاگ نویس، آن قدر که در مورد ولنتاین سخن می گویند و می نویسند، یک دهم آن هم در مورد مهرگان سخن می گفتند امروز جوانان ایرانی که تشنه ی جشن و شادی هستند، این چنین به آیین های بیگانه دل نمی باختند در چنین شرایطی اگر مسوولان کشور صلاح می دیدند و اجازه می دادند تا جشن مهرگان آزادانه در میان همه ی مردم کشور به ویژه جوانان فراگیر شود، ضمن اینکه یکی از سنت های زیبای ایرانی حفظ شده بود، زمینه برای نفوذ اندیشه ها و سنت های بیگانه به کشور فراهم نمی شد و ولنتاین به راحتی جای خالی جشن مهرگان را در دل جوانان ما پر نمی کرد
پس بیایید امسال بجای والنتاین مبارک،بگوییم: اسفندار مذگان خجسته

Friday, February 08, 2008

چه نشسته ای به سکوت؟


سازمان ملل به تازگی گزارشی رو منتشر کرده که بالا رفتن سطح خشونت علیه زنان رو در کل دنیا نشون میده،پاشنه هامو ور کشیدمو خواستم مطلبی رو در این مورد براتون بنویسم،میون جستجوهام به چیزی بر خوردم که نوشتن چنین مطلبی رو ،آب در هاون کوبیدن معنی می کرد،چند مقاله آموزشی و کامل با عنوان "آموزش کتک زدن زنان"، اونهم به زبان فارسی. آب دهان سنگ شده تو گلوم رو به سختی غورت دادم و دستای خشک شدهء روی صفحه کلیدمو به اولین شعله ی گرمابخش توی خونه رسوندم.
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن:مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن:یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن:جنگل بیابان بود از روز نخست!
در کویری سوت و کور،
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور،
صحبت از مرگ محبت،مرگ عشق،
گفتگوازمرگ انسانیت است!
(فریدون مشیری)

Saturday, November 10, 2007

جهان چندم؟


چو ایران نباشد،تن من مباد

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است! اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعه يافته و ثروتمند هستند
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست. ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناور ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند
مثال بعدي سويس است. كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي آيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود. سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده است (بانكهاي سويس

افراد تحصیلکرده اي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند
پس تفاوت در چيست؟ تفاوت در رفتارهايي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است. وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند1
. اخلاق به عنوان اصل پايه
2. وحدت 3. مسئوليت پذيري 4.احترام به قانون و مقررات 5. احترام به حقوق شهروندان ديگر 6. عشق به كار 7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاري روي آينده 8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق العاده 9. نظم پذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند. ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده است. ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده است. ما برای آموختن و رعايت اصول فوق فاقد اهتمام لازم هستيم

بیایید نشان دهیم که ایرانی بهترین است و جاودان.ایران را به دست خویش کنیم آباد

Thursday, April 12, 2007

چی می بینید؟


Friday, February 16, 2007

ایرانی!آریایی بمان وببال




وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود
.اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزندجشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
وهمه چيز را در مورد ولنتاین و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.چند سالي ست حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاين به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند."اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن(والنتاین) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
با تشکر از کاوه عزیزبرای انتخاب مناسب موضوع

Tuesday, May 02, 2006

رابطه ی تجرّد با دوچرخه

بدون شرح

Thursday, April 13, 2006

آهی از نهاد


به چی فکر می کنید؟